عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
127
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
رقعه برداشت و ببوسيد ، آن را معطر و معنبر كرد و قبلهء ديدهء خود ساخت و پيوسته با خود داشت كه بر سينه نهادى ظلمت غفلت بزدودى ، كه بر ديده نهادى ، نور چشم بيفزودى . هم چنان با خود ميداشت تا آن روز كه به قصد بيت اللَّه الحرام از بغداد بيرون آمد ، روى بباديه نهاد آن رقعه در دست گرفته و آن را بدرقهء روزگار خود ساخته ، در ميان باديه جوانى را ديد فريد وحيد غريب و طريد بىزاد و بىراحله ، بىرفيق و بىقافله ، از خاك بستر كرده و از سنگ بالين ساخته ، سراپردهء اندوه و حيرت گرد او زده ، سرشك از چشم او روان شده و ديده در هوا نهاده ، آسمان و زمين را درد ماتم او گرفته . شبلى بر بالين وى نشست و آن كاغذ پيش ديدهء او داشت ، گفت : اى جوان برين عهد هستى ، جوان روى بگردانيد ، شبلى گفت ، انّا للَّه مگر اندرين سكرات و غمرات ، حال اين جوان را تبديل خواهد شد ؟ جوان باز نگريست گفت اى شبلى نهمار در غلطى آنچه تو در كاغذ ميبينى و ميخوانى ما در صفحهء دل مىبينيم و ميخوانيم . إِنَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِلْمُؤْمِنِينَ . اندرين آيت كمال قدرت خود بخلق مينمايد ، در آفرينش آسمان و زمين . وَ فِي خَلْقِكُمْ وَ ما يَبُثُّ مِنْ دابَّةٍ اظهار لطف خود مىكند در آفرينش همهء جانوران و خاصّه آدميان ، وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ رِزْقٍ نعمت خود با ياد خلق ميدهد ، در آفرينش آب و باد و باران و تعبيهء روزى ايشان در آن ، آن گه گفت : آياتٌ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ عاقل كسى بايد كه اندرين آيات تدبر و تفكر كند ، تا از آيت اولى قدرت او جل جلاله فهم كند و مقتضى قدرت خوف است ، از سياست و سطوت او بترسد و از آيت دوم لطف او فهم كند و مقتضى لطف رجاست ، دل در كرم او بندد و از آيت سوم نعمت او بر خود بشناسد ، بشكر آن قيام كند . اول مقام خائفانست ، دوم مقام راجيان است ، سوم مقام شاكران . و در مقام شكر كشف و حجاب بسيار افتد و آنچه رب العزة فرموده اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ اشارت فرا كشف و حجاب است . روز روشن مثال كشف است و شب تاريك نشان حجاب . و بنده ميان هر دو حال گردان . در حال كشف همه منعم بيند ، نه در نعمت ، شادى برد ، نه در محنت ، غم